دیداری دوباره
سلام دختر نازم . امروز بعد 3 هفته اومدم شمارو دیدم ساعت 12 وقت داشتم ولی خیلی معطل شدیم ولی بالاخره دیدیمت .خدارو شکر همه چیزخوب بود. الهی مامان قربونت بشه که انقدر نازی با اون مماخه ناز و کوچولوت.خیلی دوست دارم کوچولوی من هر روز بیشتر از قبل و روزی هزار بار خدا رو برای داشتن شما شکر میکنم . چند وقته خیلی شیطون شدی و دایم بیداری به دکترت گفتم خندید گفت خوبه که اگه شیطونی نکنه بده بعدم گفت بزار دنیا بیاد بعد تربیتش کن الان واسه تربیت زوده بعد از دکترم با بابا محمد و عمو علیرضا رفتیم بیمارستان بهمن دیدیم خدارو شکر خوب بود و همه راضی بودن.کلی به اتاقا نگاه کردم و از این که قراره من و شما تو یکی از این اتاقا باشیم دلمو آب کر...
نویسنده :
nasim
19:53






